محمد تقي جعفري

312

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مسئلهء يكم - مربوط به كلمهء دعاة است كه جمع داعى يعنى دعوت كننده است . در بارهء اين كه ما در آن فتنه دعوت كننده نيستيم ، دو احتمال مىرود : احتمال يكم اينست كه ما دعوت كننده به حمايت از حكومت بنى اميّه ( ارباب بردگى ) نيستيم ، چون اين قضيّه از واضحترين واضحات است لذا بعيد به نظر مىرسد كه نيازى به تذكَّر داشته باشد . احتمال دوم اينست كه ما در آن فتنه دعوت بسوى خويشتن نمىكنيم ، زيرا اثرى ندارد . اين احتمال از يك جهت ضعيف است ، زيرا نه خود امير المؤمنين عليه السّلام در فتنهء معاويه سكوت فرمود و نه امام حسن مجتبى عليه السّلام در اوائل زمامداريشان مادامى كه قدرت بر مقابله با معاويه داشتند و نه امام حسين عليه السّلام در فتنهء يزيد بن معاويه كه اسلام را در معرض نابودى قرار داده بود . البتّه پس از داستان كربلا دو امام كه معاصر چند سلطان بنى اميّه بودند به جهت عدم قدرت ، دعوتى نفرموده‌اند . بهر حال ، در جملهء و لسنا فيها بدعاة بايد تأمّل شود كه مقصود چه بوده است . مسئلهء دوم - امير المؤمنين عليه السّلام در جملات قبلى فرمودند كه بلاى فتنهء بنى اميّه مخصوص است ، ممكن است موجب اين گمان باشد كه با مضمون جملهء فوق كه « ما خاندان پيغمبر در آن فتنه در نجاتيم » سازگار نيست . پاسخ اين گمان چنين است كه مقصود از نجات خاندان پيغمبر نجات جسمانى و روانى از بلايا و مصائب فتنهء بنى اميّه نيست ، بلكه چنان كه تاريخ با كمال وضوح و قطعيّت نشان مىدهد ، مهمّترين و شديدترين ضربات فتنهء بنى اميّه متوجّه خاندان پيغمبر بوده است ، بنا بر اين ، مقصود از نجات ، نجات دينى و روحى است كه فتنه‌هاى بنى اميّه ناتوانتر از آن بودند كه آسيبى به دين و روحيّات والاى خاندان عصمت وارد بسازند . امّا مقام شامخ خاندان عصمت عليهم السّلام و عظمت شخصيّت آنان بالاتر از آن است كه ما انسانها بتوانيم از عهدهء بيان آن برآئيم -